
غزال ایرانی (نام علمی: Gazella subgutturosa) نوعی آهوی بومی آسیای میانه و جنوب غربی آسیاست. گونهای است از تیرهٔ گاویان و راستهٔ جفتسمسانان با بدن قهوهای روشن که به سمت شکم تیرهتر میشود و نواحی زیرین بدن آن سفید و دم آن سیاه است.
این حیوان در صحرای گبی، بلوچستان پاکستان، جنوب شرق ترکیه، شمال آذربایجان و بخشهایی از ایران، عراق و افغانستان زندگی میکند.بزرگترین زیستگاه آهوی ایرانی درپارک ملی موته (استان اصفهان) می باشد.زیر گردن جنس نر این حیوان در فصل جفتگیری باد کرده و برآمدگی مشخصی پیدا میکند و به همین دلیل به آهوی گواتردار نیز معروف شدهاست. غزال ایرانی مثل دیگر آهوها سرعت بالایی دارد اما برخلاف غزالهای دیگر بدون جهش میدود. به طور تاریخی مهمترین دشمن طبیعی این جانور یوزپلنگ بودهاست که اکنون فقط در بخشهایی از ایران باقیماندهاست.
غزال ایرانی در کنار جبیر یکی از دو گونه آهو (یا غزال) است که در ایران زندگی میکند (آهوی کوهی تنها در جزیره فارور حضور دارد). تفاوت اصلی آهو با جبیر اینست که جنس ماده آهو شاخ ندارد اما در جبیر هر دو جنس شاخ دارند. همچنین جبیر کمی کوچکتر و لاغرتر است و زیستگاههای خشکتر و بیابانیتر را انتخاب میکند.
آهو بر دو نوع است: یکی آهوی سفید و دیگری ختایی یا مشکین. آهوی خطایی قهوهxadای رنگ است و دو دندان بلند دارد که از دهانش بیرون زده است. آهوی ختایی یا ختن دارای کیسهxadای میان ناف و آلت تناسلی است که دو سوراخ دارد. در انی کیسه نوعی ماده خوشبو و عطرآگین به نام مشک ترشح و تجمع میxadشود که پس از پرشدن کیسه از سوراخ آن تراوش میxadکند. از دیرباز سید آهوی ختایی یا مشکین برای به دست آوردن همین ماده خوشبو مرسوم بوده است. همچنین خوردن گوشت آهوی ختایی و دوختن لباس از پوست آن رواج داشته است.
زیستگاه آهو در ایران بیشتر در مناطق گرمسیری است و گونهxadهای متفاوتی به شمار اندک از آن به چشم میxadخورد. برای مثال در دامنهxadهای سیاهxadکوه درگرمسار و یا در دشتهای بیرجند و آشتیان نوعی آهو به نا م «جیبیر» زندگی میxadکند که از نمونهxadهای نادر حیوانات وحشی به شمار میxadرود.
شکار آهو در ایران از دیرباز بیشتر به طبقه حاکم و مرفه اختصاص داشته است. حاکمان و افراد طبقه مرفه همواره آهو را برای سرگرمی و تفریح و تهیه کباب از گوشت آن شکار میxadکردند. در سفرنامهxadهای سیاحان و جهانگردانی که از ایران دیدن کردهxadاند، این مطلب بارها آمده است. مثلاً تارونیه که در دوره صفوی به ایران آمده است، به روشهای ایرانیان برای شکار آهو اشاره میxadکند. ایرانیان پرندگان بزرگ شکاری را برای صید کبک، آهو، خرگوش و جز آنها تربیت میکردند.
این پرندگان با آزار دادن شکار موجب کاهش سرعت آن میشدند و شکارچی راحت تر میتوانست به شکار حیوان بپردازد. همچنین تاورنیه در سفرنامه اش به تربیت یوزپلنگ برای شکار نوعی غزال تیزپای ایرانی اشاره میکند. شاردن نیز در یادداشتهای سفرش درباره حیوانات شکاری در ایران مطالبی آورده، و به فراوانی آهو در خاک آذربایجان اشاره کرده است.
در ادب فارسی خصوصیات آهو به صورت ترکیباتی نغز و رمزگونه به کار رفته است. شاعران پارسیxadگوی غالباً تشبیهات متعددی برساخته از آهو را برای وصف یار و زیبایی زیبارویان به کار برده اند؛ برای نمونه ترکیباتی چون: آهو چشم، آهوپای، آهودل، آهوخرام، آهوپرواز، و یا کنایاتی همچون: «آهوی مانده گرفتن» و «آهوی ناگرفته بخشیدن» که در دیوان شاعران به کار رفته است.
درادبیات عرفانی نیز آهو نماد عارفی عاشق، پاک و بی گناه است که به دست تقدیر در دام دنیا گرفتار شده است. این موضوع را میxadتوان در اندیشه مولوی در مصنوی معنوی نیز یافت. مولوی در دفتر پنجم مثنوی حکایت «محبوس شدن آن آهوبچه در طویله خران» را نقل میxadکند و در آن آهو را نماد عارفی عاشق که در طویله دنیا گرفتار و بی قرار است و بیxadصبرانه در انتظار دیدار یار ازلی روح و جانش گلهای خوش عطر و بوی باغ معرفت را میxadچرد و و به سوی منزل دوست ره میxadسپارد، به تصویر میxadکشد.
کاربردهای درمانی: پزشکان در گذشته از امعا و احشای آهو برای درمان رخی از امراض بهره میxadبردند. آنها گوشت آهو را از بهترین گوشتهای شکاری به شمار میxadآوردند و به سبب طبیعت گرم و خشک گوشت آهو آن را برای سردمزاجها مفید میxadدانستند.
ابن سینا در کتاب قانون، کسانی را که دچار بیماری قولنج هستند، از خوردن گوشت آهو منع میxadکند. اما سایر اطبا گوشت آهو را بسیار سبک و هضم آن را بسیار راحت میxadدانستند؛ به همین سبب برای درمان نفخ و باد شکم خوردن گوشت آهو را تجویز میxadکردند. همچنین برای درمان یا بهبود بیماریهایی همچون درد شش و پهلو یا ازمیان بردن آثار کک و مک یا لک و پیس، خوردن ترکیبی از گوشت پخته آهو و چربی خرگوش به همراه شنبلیله، سوسنبر و دارچین با آب گرم مؤثردانسته شده است. به باور اطبای سنتی خوردن گوشت آهو قوای جنسی را تقویت میxadکند؛ و خوردن خشک شده گوشت آهو به عنوان پادزهر عمل میxadکند. همچنین خوردن گوشت پخته آهو به همراه ادویهxadهای گرم برای درمان آسم و تنگی نفس سودمند دانسته میxadشد.
استفاده از زهره (صفرای) آهو در گوش برای تسکین درد گوش، نیز مصرف آن برای پرپشت شدن موی سر، درمان نازایی، پسرزایی در زنان، قطع خون دماغ و درمان سیاهxadسرفه و یا برای سهولت در رشد و درآوردن دندان کودکان توصیه میxadشود. از کوبیده و خرد شده استخوان سینه آهو که در سرکه جوشانده و در آفتاب خشک شده باشد، برای درمان دمل استفاده میxadکردند. گاه شاخ آهو را میxadسوزاندند و خاکستر آن را با روغن زنبیغ مخلوط میxadکردند و بر روی ضربxadدیدگی و کوفتگی اندام میxadگذاشتند تا بهبود یابد.
چهار زیرگونه از غزال ایرانی معرفی شدهاست:
آهوی کوهی یا غزال کوهی گونهای غزال است. این حیوان بومی شبهجزیره عربستان و نواحی اطراف آن است و پراکندگی آن در این مناطق وسیع اما تراکم آن بسیار کم است.
زیستگاه آهوی کوهی ارتباط نزدیکی با زیستگاه گونههای درخت اقاقیا دارد. این گونه با افزایش دمای هوا در دورهٔ متأخر عصر هولوسن بخشهایی از قلمرو خود را به جبیر دیگر گونهٔ غزال واگذار کرده که بهخوبی برای زندگی در هوای گرم تکامل یافتهاست.
طول بدن و سر غزال کوهی بین ۹۵ تا ۱۰۵ سانتیمتر، ارتفاع شانه ۶۰ تا ۸۰، طول دم ۱۵ تا ۲۰ سانتیمتر و وزن ایشان ۱۵ تا ۳۵ کیلوگرم (نرها ۱۷ تا ۳۵ کیلوگرم و مادهها ۱۵ تا ۲۵ کیلوگرم) است. هر دو جنس دارای دو شاخ به عقب برگشته و تقریباً S شکلند که به فاصله ۲۵ میلیمتر از یکدیگر روئیدهاند. شاخ مادهها کوتاه (۸ تا ۱۵ سانتیمتر)، ضعیف و دارای حلقههای نامشخص است. شاخ نرها بلندتر (۲۲ تا ۲۹ سانتیمتر) ظریف و چنگیشکل است که بهتدریج از یکدیگر دور شده و تنها انتهای آنها به سمت داخل و جلو خم شدهاست. کارکرد شاخها در وهلهٔ اول دفاع در برابر شکارچیان است [مثلاً با ضربه زدن به دشمنان کوچکتر]. بینایی حس اصلی برای تشخیص شکارچی است و از بویایی بیشتر برای یافتن غذا استفاده میشود. گوشها نسبتاً کوتاهند. رنگ بدن قهوهای خاکستری یا شکاری تیره با یک ناحیهٔ مشخص روشن و نوارهای تیره پهلویی است که روی بینی در بیشتر موارد مشخص است.
غزال کوهی بومی شبهجزیره عربستان، مصر، ایران، فلسطین، لبنان، اردن، عمان، عربستان سعودی، سوریه، یمن و امارات است.
شمار این حیوان کمتر از ۱۵٬۰۰۰ رأس برآورد میشود که بیش از ۱۰٬۰۰۰ رأس از زیرگونهٔ G. g. cora، کمتر از ۳٬۰۰۰ از زیرگونهٔ بومی فلسطین G. g. gazella، کمتر از ۱٬۰۰۰ رأس از زیرگونهٔ بومی جزایر فاراسان در دریای سرخ G. g. farasani، کمتر از ۲۵۰ رأس از زیرگونهٔ G. g. muscatensis و ۱۹ رأس (در سال ۲۰۰۷) نیز از زیرگونهٔ شدیداً در معرض خطر G. g. acaiae است که در منطقهٔ محصوری در زیستگاه حیات وحش یوتواتا بهسر میبرند.
زیرگونهٔ ایرانی این آهو که تنها در جزیره فارور زندگی میکند و G. g. dareshurii (به نام بیژن فرهنگ درهشوری) نامیده میشود، در گذشته جبیر پنداشته میشد، اما تجزیه و تحلیلهای محمود کرمی در دانشکده منابع طبیعی کرج و کالین گرووز در دانشگاه ملی استرالیا در کنبرا و در ایران در تابستان ۱۳۶۹، نشان داد که آنها آهوی کوهی هستند.
زیستگاه این غزال نواحی کوهستانی و ناهموار، جنگلهای تُنُک (بهویژه بلوط و کاج)، دشتها، علفزارها و دشتهای بیابانی سنگی است.
ریستگاه این غزال همچنین با زیستگاه گونههای مختلف اقاقیا منطبق است، چون توان جوانهزنی بذر درخت اقاقیا با گذر از دستگاه گوارش این حیوان افزایش مییابد و در نتیجه به گسترش اقاقیا منجر میشود.
آهوی کوهی روزگرد و بهشدت قلمروطلب است. قلمرو آنها با فاصلهٔ زیادی از یکدیگر جدا میشود. آنها سه نوع گروه تشکیل میدهند: گلههای مادر-فرزندی، گلههای نرهای جوان و قلمرو نرهای تنها. نبرد بین غزالها با رسیدن نرها به بلوغ مرتباً انجام میشود. البته نبرد نرهای همسایه بر سر قلمرو بیشتر نمایشی است و از خشونت کمتری نسبت به نبرد بر سر تصاحب مادهها برخوردار است. نرهای نابالغ در جنگها، نسبت به نرهای بزرگسال یا صاحب قلمرو، بسیار بیشتر از شاخ خود بهره میجویند. آهوی کوهی مرتباً در جستجوی غذا در مسافتهای بیش از ۱۲۰ کیلومتری مهاجرت میکند. سرعت دوی این حیوان بسیار بالاست و میتواند با سرعت ۸۰ کیلومتر در ساعت چندصد متر بدود. اهو کوهی بسیار سریع میدود
آهوی کوهی چندهمسر است. نرها علاقه دارند تا یک یا چند ماده را به همراه بچههایشان در گروههای ۳ تا ۸ تایی جمع کنند. دورهٔ فحلی هر ۸ روز تکرار میشود و حدود ۱۲ تا ۲۴ ساعت طول میکشد و تا زمان حاملگی تکرار میشود. نرها و مادهها با شرکای جنسی مختلفی میآمیزند. مادهها معمولأ در هر فصل یکبار میزایند و در طول عمر خود به طور میانگین ۱۱ بره به دنیا میآورند.
فصل مطلوب جفتگیری اوایل زمستان است هرچند در بهار و هر زمان که منابع غذایی فراوان باشد، اتفاق میافتد. وزن نوزادان معمولاً ۱۱–۱۲٪ وزن مادر است. برهها به فاصلهٔ کوتاهی از تولد میایستند و تا چند هفته از تیمار مادر برخوردارند. از ۳ تا ۶ هفتگی خوردن غذای جامد را آغاز میکنند ولی شیرنوشی ممکن است تا ۳ ماه ادامه یابد. نرها در مراقبت از بچهها مشارکت نمیکنند و در نتیجه مادرها و کودکانشان گلههای مادر-فرزندی را شکل میدهند. مادههای جوان ممکن است پیش مادر بمانند ولی نرهای جوان در حدود شش ماهگی از مادر جدا میشوند و به گلههای نرهای جوان میپیوندند. مادهها در ۱۸ ماهگی به بلوغ جنسی و رشد کامل جسمی میرسند اما نرها در حدود ۳ سالگی به این مرحله میرسند. در طبیعت بهندرت طول عمرشان از ۸ سال فرا میرود. اما در اسارت ممکن است ۱۲ تا ۱۵ سال عمر کنند.
آهوی کوهی در فهرست سرخ اتحادیه بینالمللی حفاظت از محیط زیست (ردهٔ آسیبپذیر) قرار دارد. آنان مرتب با کاهش زیستگاه خود بر اثر فعالیتهای انسانی تهدید میشوند، افزایش استفاده از مراتع برای چرای دام و نابودی جنگلها برای کشاورزی، ورود گونههای غیر بومی مهاجم و شکار توسط انسان مهمترین خطرات پیش روی گونه است. شکارچی اصلی این گونه یوزپلنگ و انسان است. اما شکار توسط سیاهگوش، سگهای شکاری، کفتار، شغال، پلنگ، روباه قرمز و گرگ نیز مشاهده شدهاست. هیچیک از این شکارچیان بهجز انسان در حالت طبیعی تأثیری بر جمعیت این گونه ندارند.
برچسب: اشتغالزایی,
نویسنده: پندار رحمانی